تحرک
ورزشی وعمومی
نگاه کنید که استبداد و کیش شخصیت با یک ملت چه می کند.مردمان بی خبر از دنیا در پیونگ یانگ کره شمالی در برابر مجسمه عظیمی از کیم ایل سونگ بنیان گذار کره شمالی و پدر بزرگ همین آقا کوچولویی که حالا جای پدرش نشسته تعظیم می کنند.در قرآن کریم تصریح شده است همه فانی و میرنده و از بین رونده اند و تنها خداست که می ماند و از این مجسمه سازی به این قصد که صاحب قدرتی را جاودانه جلوه دهد تایید نشده است (و البته حکایت مجسمه و تندیس مشاهیر فرهنگ وادب که آثارشان باقی می ماند جداست.)این تصویر ،یادآور پرسش آخر اوریانا فالاچی خبرنگار ایتالیایی از معمر قذافی در دهه 80 میلادی هم هست .هنگامی که از او پرسید))آقای قذافی ! آیا شما به خدا باور دارید؟)) و دیکتاتور لیبی با خشم واکنش نشان داد و گفت ))مگر نمی دانید که من مسلمان هستم؟)) فالاچی اما با آرامش می گوید ((فکر کردم شما خداهستید!))هم کیم ایل سونگ و هم فرزندش کیم جونگ ایل مرده اند و و استخوانهای آنها پوسیده است اما مردمان بیچاره در مقابل مجسمه ی که به اندازه آسمان خراشی در نیو یورک است سر خم می کنند تا لقمه نانی جلوی آنان بیندازند وجان شان را نستانند! آموجا(umoja) نام دهکده ای در کشور کنیا است که تنها زنان و کودکان ساکن آن هستند وحدود دو دهه است که اجازه ورود به این روستا به هیچ مردی به جز کودکانی که در آموجا بزرگ شده اند،داده نشده است. بسیاری از زنان این روستا مورد سوء استفاده قرار گرفته وبه ناچار از خانه های خود به این مکان کوچ کرده اند و به همین علت در انجا از مردان استقبال نمی شود.این روستا حدود 22 سال پیش تاسیس شده و به پناهگاهی برای زنان تبدیل گشته است. آموجا نیز که به عنوان نام این روستا انتخاب شده است به معنای ((وحدت)) در زبان سواحیلی است. سلبن گرین مدیر برنامه سازمان ((صداهای حیاتی))در آفریقا گفته: ((گروه زنان در دیگر روستاها باید تجربه آموجا را مورد توجه قرار داده و توانمندی ها ،مهارتها و افتخارات زنان این روستا را بیاموزند)) البته این روستا نمونه ای از تلاش های انجام شده توسط زنان آفریقایی برای محافظت از ظلم وتجاوز است با این حال نمی تواند به عنوان مدل خوبی برای دیگر زنان آفریقایی باشد،زیرا جدایی از مردان بهترین راه حل برای چنین مشکلاتی نیست وبا وجود چنین روستاهایی خانواده تا حدودی مفهوم واقعی خود را از دست می دهد اما قطعا درک بهتری از حقوق و توانایی ها،در کنارآموزش و پرورش و فرهنگ سازی در میان مردان و زنان جوامع آفریقایی به ایجاد شرایط بهتر و امن تربرای زنان کمک خواهد کرد. خدا را خدا را در باره نماز در نظر بگیرید که نماز ستون دین شماست. از وصایای امیرالمومنین علی (ع) درانتهای هر سال تحصیلی مراسمی تحت عنوان جشن تکلیف مخصوص دانش آموزان پایه سوم راهنمایی جهت آشنایی آنها با بلوغ ومسائل مربوط به بلوغ و ورود به سن تکلیف شرعی برگزار می شود .امسال نیز در روز چهارشنبه 20/2/91 این مراسم همراه با دعوت از خانواده های دانش آموزان برگزار شد که تقریبا اکثر خانواده ها در این مراسم شرکت داشتند تا در کنار فرزندان خود با مسائل دوران بلوغ هر چه بیشتر آشنا شوند وبا سخنرانی و برنامه هایی که انجام شدبعدا بتوانند بدون رودربایستی و راحت تر در باره مسائل دوران بلوغ با فرزندان خود صحبت کنند . از برنامه های این جلسه می توان به اینها اشاره کرد: -صحبتهای کوتاه مشاور مدرسه در باره بلوغ و پاسخ به سوالات اولیا -قرائت دکلمه نماز توسط دانش آموزان - سخنرانی حجه الاسلام محدث در باره بلوغ شرعی و نشانه های بلوغ و کارهایی که دانش آموزان بعد از مشاهده بلوغ باید انجام دهند -خواندن متن سوگند نامه جشن تکلیف (صحبت با خدا) - توزیع نرم افزار چند رسانه ای احکام و تقدیم هدیه به دانش آموزان -پذیرایی و برگزاری نماز جماعت دانش آموزان و اولیا آنها دلنشین ترین زمزمه ای که لبهای عاشقان را متبرک می سازد و پر شورترین نغمه ای که میان خاک وافلاک پیوند و پیوستگی می آفریند نماز است .عبادت بر درگاه ایزد منان ،برداشتن فاصله میان آسمان و زمین است آنگاه که انسان و فرشته همسایه می شوند.نماز ناب ترین شعر هستی است.سرودی است که همه ذره ها می شناسندو موسیقی شکوهمندی است که همه برگها،همه نسیم های رهگذر و همه دهان های خاموش و گویا می سرایند. جشن عبادت نعمت گفتگو با خداست و لیاقت مخاطب شدن از سوی خداوند،در آغاز این جاده خوشا که کلام فصیح آفتاب و آیات پاک نسیم را بشنویم ،کار ساده ای است هر گاه که دلت هوای خدا را کرد برسجاده ات بنشین و خدا را به میهمانی خانه ات دعوت کن! از سال تحصیلی قبل میزگردهایی با حضور دانش آموزان در مدرسه اینجانب برگزار شد. این میزگردها بیشتر به بررسی مسائل و مشکلات درون مدرسه و بیرون مدرسه اختصاص دارد که شامل مسائل اجتماعی و فرهنگی و آموزشی می شود.البته ضمن بررسی راه حلهایی هم باید داده شود تا در پی کم کردن مشکلات گامهای کوچکی برداشته شود. این جلسات با حضور بنده به عنوان مدیر مدرسه و یکی از معلمان ،مشاور مدرسه و یکی از اعضای انجمن اولیا و مربیان برگزا ر میشد.که در آن دانش آموزان با آزادی کامل نقطه نظرات خود را بازگو میکنند.در سال تحصیلی جدید هم این میزگرد برای دانش آموزان پایه سوم تشکیل شدو 5 جلسه این برنامه اجرا شد.با هماهنگی با شهردار محترم مقرر شد جلسه پایانی امروز سه شنبه 19/2/91 با حضور دانش آموزان در دفتر ایشان تشکیل شود. در ابتدای این میزگرد اینجانب توضیحاتی در مورد تشکیل این میزگرد ها در مدرسه داده و پیرامون مباحث قبلی توضیح دادم وسپس دانش آموزان سوالات یا پیشنهاداتی که در باره مسائل شهری و اجتماعی داشتند را مطرح کردند . آقای عموزاده ضمن خوش آمدگویی به حضارو ابراز رضایت از این نوع میزگردها ابتدا از تاریخچه شهرداری آران و بیدگل و تقسیمات شهری و نوع اداره شهرداری مطالبی بیان نمودند.از نحوه در آمد زایی شهرداری و همچنین از برنامه های اجرا شده توسط ایشان در دوران تصدی به عنوان شهردار گفتند . جهت اطلاع و آگاهی دانش آموزان توضیحاتی در مورد قسمتهای مختلف شهرداری و وظایف آنها گفتند .ازمشکلات فرهنگی و اجتماعی شهر که مبتلا به آن هستیم صحبت شد و درخواست همکاری از دانش آموزان و خانواده های آنها جهت کمتر کردن این قبیل مشکلات داشتند.با توجه به سوال یکی از دانش آموزان مبنی بر زیباسازی شهر و اینکه آقای کمصدا مسئول مبلمان شهری نیز در این جلسه حضور داشتند ایشان توضیحاتی در مورد وظایف مبلمان شهری و حیطه کاری آن و اینکه چه اقداماتی تاکنون توسط ایشان انجام شده دادند. در پایان چند در خواست از طرف دانش آموزان مطرح شد از جمله ایجاد اماکنی در محله ها برای پر کردن اوقات فراغت دانش آموزان ،ایجاد طرح همیار شهردار با حضور دانش اموزان جهت کمک به شهرداری ، برگزاری کلاسها و گارگاههای آموزشی جهت آموزش هر چه بیشتر فرهنگ شهرنشینی برای اهالی محترم شهرستان که مقرر شد شهرداری تا حد امکان در باره آنها برنامه ریزی کند. در پایان از همکاری و مساعدت مسئولین شهرداری و جناب آقای عموزاده شهردار محترم که با روی باز پذیرای عزیزان دانش آموز بودند کمال تشکر و سپاس را دارم. پاداش 100 میلیون تومانی مدیر عامل شرکت مخابرات ایران که این روزها به یکی از بحث های رسانه ای تبدیل شده است درمجمع عمومی سالیانه شرکت مخابرات ایران با حضور سهامداران این شرکت از سوی رئیس هیات مدیره شرکت مخابرات مطرح و در باره آن توضیحاتی ارائه شد. سید مصطفی سید هاشمی در مجمع عمومی سالانه صاحبان سهام این شرکت در مورد ارائه پاداش 100 میلیون تومانی به یکی از مدیران این شرکت ،اظهار داشت :هیچگونه تخلفی در این زمینه صورت نگرفته است وحتی رئیس جمهور نیز برخلاف اخبار منتشر شده،در این زمینه عکس العمل خوبی داشته است. وی با بیان اینکه تخصیص پاداش به مدیران مخابرات بر اساس قانون تجارت و با توجه به خصوصی شدن این شرکت صورت گرفته است،تصریح کرد:بر اساس این قانون هبات مدیره می تواند با 5 درصد سود سالانه شرکت به عنوان حق پاداش به مدیران شرکت موافقت کند که بر اساس گردش مالی 8 هزار میلیارد تومانی شرکت مخابرات ایران،تخصیص 100 میلیون تومان پاداش رقم قابل توجهی نیست .سید هاشمی در میان سهامداران شرکت مخابرات با بیان اینکه این شرکت خصوصی است و باید بر اساس قانون تجارت اداره شود ،ادامه داد:اختصاص این رقم به مهندس فیضی با توجه به اقدامات موثر در مدیریت شرکت مخابرات ایران تنها پاسخگویی به زحمات ایشان است. بر اساس پیشنهادات هیات مدیره و موافقت صاحبان سهام ونماینده بورس،سود سالانه هر سهم مخابرات 420 ریال تعیین شد.همچنین برای هیات مدیره نیز 350 میلیون تومان پاداش در نظر گرفته شد. مطلب را خوب خواندید اینجا ایران است جایی که قرار است مهد عدالت باشد.خدایا میشه قانونی هم بیاد که به من(ما) هم مبلغی به عنوان پاداش تعلق بگیرد آخه منم(ما) نا سلامتی مدیر هستم. به سلامتی همه مدیران مدارس که اینقدر توی این چند سال از ماها تجلیل شده که دیگه موندم چیکار کنم .نمونه اش حتی از دادن یک تیکه کاغذ به نام تقدیر نامه هم دریغ شده (البته شاید بقیه مدیران از این کاغذها گرفته باشندو من خبر ندارم) خواستم مقایسه ای هر چند ناچیز داشته باشم بین باشگاهداری تیمهای ورزشی در ایران و بعضی کشورها با توجه به روحیه احساسی که در ما ایرانیها وجود دارد ،خواستم یک کم منطقی تر به قضایا نگاه کنیم.القصه چند شب پیش با توجه به برگزاری مسابقات نیمه نهایی جام باشگاههای اروپا ،از باشگاه بایرن مونیخ آلمان گزارشی تهیه شده بود که به همه گزارش کار ندارم فقط به این جمله بسنده می کنم روسای این باشگاه را که نام می برد همه از افراد با سابقه در فوتبال دنیا و از نخبگان آن بود ه اند رئیس باشگاه بکن باوئر معروف، مدیر عامل آن اولی هوینس که سالها بازیکن تیم ملی آلمان بوده است،مدیر این تیم رومنیگه از بهترین بازیکنان جهان و ... که دارند این تیم را به بهترین نحو اداره می کنند و تنها باشگاهی است که بدهی ندارد و نتایج خوبی هم کسب می کند.و بهترین و لوکس ترین ورزشگاه جهان را ساخته اند که هر هفته مردم در آن تفریح وشادی می کنند و لذت می برند. حال با وضعیت فقط دو باشگاه پر طرفدار قرمز و آبی و مدیران این دو تیم که مقایسه کنیم ببین چه شود.راز این دو باشگاه پیچیده نیست وقتی باشگاهی دولتی باشد تا دولت عوض می شود،مدیر عامل هم عوض می شود.این تیمها با 3 مشکل عمده مواجه هستند. اول اینکه درراس وزارت ورزش ((عباسی))کسی آمده که بیشتر به حفظ موقعیت خود می اندیشد ولی حتی از عهده لابی برای انتخاب نامزد مورد نظر خود برای فدراسیون فوتبال بر نیامده است.مشکل دوم همان مشکل همیشگی است: ((پول)) که یا نیست یا وقتی می آید دخالت هم می آید.آن که پول می دهد طبعا دخالت هم می کند.وقتی اعضای هیئت مدیره به ادعای خودشان چند میلیارد پول آوردند،دوست دارند دخالت هم بکنندو آن که این پول را داده جز وزارت ورزش نیست و در این حالت جایی برای مانور مدیران عامل این دو تیم نمی باشد.این که بازیکن ترانسفر کند ،حق پخش تلویزیونی بگیرد،از بلیت فروشی در آمد داشته باشد و امور باشگاه از طریق فروش پیراهن و تبلغات بگذراند اندک اندک به افسانه می ماند.مشکل سوم هم اعضای هیئت مدیره هستند.اگر آنها دخالت بکنند مدیر عامل از یک طرف به رای آنها برای ابقا خود نیازمند است .وقتی هیئت مدیره و مدیر عامل همه با هم از بالا منصوب شده اند و مشمول قانون تجارت نیست که اعضای مجمع داشته باشد و ... برای مدیر عامل سخت است که زیر بار اعضای هیئت مدیره رود. اما کاش یکی به این پرسش پاسخ دهد که اگر دولت ،دو باشگاه بزرگ پرسپولیس و استقلال را مصادره وتصرف نکرده بود آبا باز هم در پی این 33 سال این قدر مفلس و بدهکار بودند یا مدرسه فوتبال و ورزشگاههای متعدد داشتند با بهترین امکانات؟ تیمی که برای یک بازی آن 100 هزار نفر به ورزشگاه می رود،آیا نمی تواند با کمک های هواداران مستقل شود؟ و حیف این علاقمندان که بازیچه سیاستمداران شده اند و درست است که فوتبال هیجان دارد ولی این دوستداران فوتبال کمی عقلایی تر فکر کنند که آیا می شود روزی این دو باشگاه حداقل در آسیا بهترین باشند یا با این وضعیت همیشه باید در حسرت باشند. این آقایی که با دوچرخه در حال عبور از دروازه است ونگاه بانان به او ادای احترام می کنند وفیلم بردار تصویر او را به ثبت می رساند،پست چی نیست .مردی اهل اصفهان هم نیست که هنوز عادت دوچرخه سواری را ترک نکرده باشد.دوچرخه سوار حرفه ای هم نیست که اگر بود با کت و شلوار سوار دوچرخه نمی شد.لحاف دوز هم نیست که بیشتر نزدیک عید ظاهر می شود. روزنامه فروش هم نیست چون هنوز در جنوب تهران ، برخی از روزنامه فروش ها با دوچرخه روزنامه توزیع می کنند. او هیچ یک از اینها نیست.او دکتر ((مارک روته)) نخست وزیر هلند است .به توضیح دیگری نیاز نیست... عباس عبدی ،پژوهشگر اجتماعی یاد آور شد ((جامعه پیش رفته جامعه ای نیست که آسمانخراش داشته باشد وبتواند ماهواره به فضا بفرستد.تمام این دانش ها و فناوریها را اتحاد شوروی هم داشت.جامعه پیشرفته ،جامعه ای است که در علوم اجتماعی و انسانی سر آمد باشد و بتواند مسایل ظاهرا عادی زندگی مردم را سر و سامان دهد.وی پرسیده است:آیا در جوامع دیگر نیز مانند ما هر ساله سه تا چهار میلیون نفر با هم درگیر می شوند؟)) همه ساله سازمان ملل متحد فهرستی از شادترین کشورهای جهان را تهیه می کند که مثل هفت سال گذشته ،باز هم کشورهای حوزه اسکاندیناوی بیشترین سهم را در میان 10 کشور شاد جهان داشته اند.به راستی چه چیزی باعث می شود کشورهایی مانند دانمارک یا سوییس بتوانند همیشه جزو شادترین کشورهای جهان باشند؟ شادترین کشورهای جهان ثروتمندترین کشورها نیز هستند که سرانه درآمد آنها 40 برابر کشورهای دیگر است.در این فهرست کشور توگو در آخرین جایگاه لیست همراه با کشورهای بنین، جمهوری آفریقای مرکزی،سیرالئون،بروندی،تانزانیا ،کنگو،بلغارستان قرار گرفته است.لیست 10 کشور شاد جهان به ترتیب عبارت است از :ایرلند،استرالیا،نیوزیلند،سوئد،سوییس،کانادا،هلند،نروژ و فنلاند. اما کاربران یکی از سایتهای ایرانی که این خبر را درج کرده است،نظرات جالبی در باره فهرست شادترین کشورهای جهان داشته اند. به طور مثال یکی نوشته )):ما واقعا خیلی شادیم.مثلا وقتی میریم گوشت بخریم آقای قصاب میگه گوشت شده کیلویی 23000هزار تومن آی می خندیم آی می خندیم.میریم میوه فروشی آقای میوه فروش میگه سیب شده کیلویی 2500 آی می خندیم .میریم لبنیاتی میگیم ماست بده آقای فروشنده میگه ماست شده 5000 تومن تازه سر دبه ماست هم خالیه .پنیرشده 1500 تازه نصفش آبه بعد آی می خندیم آی می خندیم .خلاصه پول آب ،برق،گاز،تلفن که میاد چقدر می خندیم.تازه فاز دوم یارانه ها که اجرا بشه چه خنده بازاری بشه تو ی ایران .پس ما شادترین مردم و کشور دنیا هستیم)) آیت اله جوادی آملی گفته است :چهار عامل سقوط یک حکومت را حضرت علی (ع) اینگونه بر میشمرد))تضییع الاوصول،تمسک بالغرور،تاخیرالافضل،تقدیم الاراذل.)) {ضایع کردن آرمانهای اولیه ،به غرور رو آوردن، منزوی کردن اصحاب فضیلت ومیدان دادن به افراد دون پایه و بی مایه} استاد ستاری شاعر خوب وتوانایی است گرچه در دوراه کهولت خود بسر می برد ولی هنوز طراوت وجوانی در شعرهایش دیده می شود.من وسعید پسرعمویم ارادت خاصی به ایشان داریم سعید که اگر یک روز به خانه اش نرود با گلایه وتلفن های استاد روبرو می شود. پاکی وصداقت در همه وجود جناب ستاری موج می زند در این مدت 17سالی که با ایشان آشنا هستم هنوز کلمه ای دورغی از او نشنیده ام، هنوز نشده درخانه اش باشیم یا در جمعی پشت سر کسی حرفی بزند، انشاالله که همیشه سالم وسرفراز باشد وبرای جامعه ادبی آران وبیدگل شعر بگوید. در این پست بحر طویلی ازآن بزرگوار رابه یادگار می گذارم که مناسبتی به اوضاع واحوال جامعه این روزهای ما دارد: زندگی رنج وعذاب است وزبنیاد خرابست وامل نقش برآب است وهمانندسرابست وبشر در تب وتاب است ونه جامی زشرابست ونه سیخی ز کبابست ونه آهنگ ربابست واگر زمزمه ای هست یقین بانگ ربابست وهمه چیز گرانست ودل ما نگرانست وجهان در کف یک عده ای از محتکرانست وهمان محتکر از طایقه کره خرانست وشب وروز دوانست به هرسوی روانست وبسی سور چرانست وچو زالو بمکد خون ضعیفان ونحیفان ویتیمان وترحم نکند مردم بی برگ ونوارا وپر از پول کند شلوا ر وقبارا...... به خدا کاسب بازار همان مرد دل آزار همان آدم طرار همان رند ودغلکار چنان عقربه جرار نشیند به لب دکه خود با قر واطورا که تا قیمت خون پدر خویش فروشد عدس وماش ونخود سرکه وسیر سمنو کشمش وهم تخمه کدو فلفل وزرچوبه وکبریت ودگر سدر وحنا وگل سرشو وسفیداب وبسی پول به چنگ آرد وبا خاطر آسوده کند شکر خدا را ودرآرد پدر وما شمارا........ گوش کن شرح چپاول گری ومفت خوری وپشت هم اندازی وغمازی وکلاشی وقلاشی واوباشی. اصناف چه قصاب وچه عطار وچه بقال وچه حمال وچه دلال وچه نقال ونمدمال وچه بزاز چه خراز وچه رزاز وچه خباز وچه دلاک چه ملاک چه حکاک چه سکاک وچه طواف وچه نداف وچه لواف وچه خفاف وچه علاف. همان مرد دوسرقاف که از بام الی شام به صد حیله وتزویر وبا فسون وبه تدبیر کشد خلق به زنجیر که تا پول کلانی به کف آرند وبنوشند وبپوشند وبریزند وبپاشند وبخندند به ریش تو وامثال تو حضرت شیدا ودل آزرده نمایند همه خلق خدارا وبپویند ره کشک علیخان شبیه الشعرا را........ تلخی میرسد و متاسفانه بعضی به مرگ -بعضی به معلولیت -بعضی نیز به مصدومیت طولانی مدت و عده کمی هم شانس می آورند از این مهلکه جان سالم به در می برند.پنجشنبه عصر و جمعه صبح شاهد ۲ تصادف بودم احتمالا حوادث مشابه دیگری نیز در سطح شهر اتفاق افتاده که بنده بی اطلاعم موتورسیکلت سواران ظاهرا شانس آوردند و خیلی صدمه ندیدند هر دو موتور با ماشین تصادف کردند که شاید مقصر ماشین ها بودند ولی به دلیل محفوظ بودن راننده در ماشین این موتور سواران هستند که ضرر می کنند.راستی باید چه کرد تا از این مشکل خلاص شد و هر از چند گاهی شاهد داغدار شدن و یا از کار افتادن شخصی درخانواده ای نباشیم.باید موتور سواران را به حضرت عباس قسم داد که رعایت کنید .آی موتور سواران تو رو خدا مواظب باشید . من که کار دیگری نمی تونم انجام بدم. درشکفتن جشن نوروز برایتان در همه ی سال سر سبزی جاودان وشادی اندیشه ای پویا و آزادی و برخورداری از همه نعمتهای خدادادی آرزومندم … آرزوی بزرگ من بهترین آرزوی من در بزرگی این است که ژنرال بشوم وبه کشورهای خارجی بروم مثل آلمان ودر آن جا بسیار سرباز نظامی جمع کنم وبسیار تانک وهواپیما وکشتی-ماشین های جنگی وبر تمام کشورهای دنیا حمله کنم وبسیاری از مردم مان را بکشم .تمام مردم کشورهایی مثل آمریکا-اسرائیل وانگلیس وفرانسه را بکشم آن ها را شکنجه بدهم شکنجه هایی مثل کله آنها را توی آب جوش جوش بکنم در مدت 17 دقیقه وروی کمر آنها یک آهن راداغ کنم و روی کمرشان بگذارم در مدت 25 دقیقه وبعد آنها را شلاق بزنم تا از تمام بدن آن خون بریزد وبعد آنها را دار بزنم وبعد خودم با یک شمشیر تمام بدن آنها را قطعه قطعه کنم و حال کنم .من در جهان می خواهم همه از من بترسند همین که اسم من را بشنوند سکته کنند.با تانک تمام خانه ها را از بین ببرم و اگر به این آرزوی بزرگم برسم اسمم را خواهم گذاشت ژنرال هیتلر2 .بلایی بر سر آنها بیاورم که از واقعه ی کربلا هم بدتر باشد.گوش آنها را با چکش به دیوار وصل خواهم کردو با تفنگ آنها را به رگبار خواهم بست .چه بلایی به سر آنها خواهد آمد که زندانی من شده باشند.ولی من آن هیتلری که خودش را کشت نیستم من خودم را نمی کشم بلکه مردمان بی گناه را می کشم.این بود بزرگترین آرزوی من در دنیا .من خونریزیهای بزرگی خواهم کرد در آینده این انشای واقعی یک دانش آموز ازمدرسه تحت مدیریت اینجانب بود و به جهت مطلب جدید و تقریبا غیر قابل باوری که داشت در این پست گذاشتم .واقعا آدمها ناشناخته هستند. بعد از حل مشکلاتی مانند مواد مخدر و افزایش روز افزون مبتلایان به این بلای خانمانسوز،رفع کمبود امکانات و زمینهای ورزشی شهرستان، رفع کمبود فضاهای تفریحی مانند پارک و...،رفع کمبود اماکن فرهنگی مانند سینما و کتابخانه،رفع مشکلات فرهنگی بین مردم ،رفع مشکلات شهروندی،رفع کینه ها و بغض ها و مشکلات روانی و قص علی هذا ،چند مشکل کوچک دیگه مانده که بعضی ها کمر همت به رفع آنها بسته اند از جمله این مشکلات شیطان پرستی می باشد که چند وقتی است بلای شهر ما شده و مردم دسته دسته به شیطان پرستی رو آورده اند و عده ای هم دارند با هزینه کردن و وقت گذاشتن به حل این مشکل اقدام می کنند .من اطلاعات کاملی ندارم ولی چند نفر که معلوم نیست از کجا تغذیه می شوند و چطوری و در کلاس درس چه کسانی می نشینند آمده اند و در باره این موضوع سلسله بحثهایی را راه اندازی کر ده اندو با توجه به عقاید خود و بدون توجه به نظریات و عقاید دیگران مخصوصا در حوزه آموزش و پرورش و در جلساتی که با همکاران فرهنگی برگزار نموده اند برای مبحث شیطان پرستی وقت و هزینه می کنند آن هم در شهری که مردم آن مذهبی کامل هستند .گویا تمام مشکلات آموزشی و تربیتی آموزش و پرورش حل و فصل شده و مسا ئلی مانند تربیت فرزندان این شهر آنقدر مهم نیست یا دیگر لازم نیست که به آنها پرداخته شود .مدیران -معاونان -مربیان تربیتی و معلمان که خیلی از آنها فقط درگیر مسائلی هستندکه از بالا به آنها دیکته میشود و هنوز نتوانسته اند ارتباط خوب و منطقی با دانش آموزان برقرار کنند و دانش آموزان را کمک کنند تا خود را بشناسند و با یادگیری بعضی اصول بتوانند کمک رسان به جامعه باشند با شرکت دادن این افراد در این کلاسها به دنبال چه هستند.چرا عده ای فقط به دنبال این هستند که عقاید خود را به دیگران تحمیل کنند . معضلات فرهنگی و تربیتی در مدارس وجود دارد که ساعتها می توان در باره آنها بحث نمودو هزینه کرد.خیلی از مردم ما شاید ندانند اصلا شیطان با ط یا ت نوشته می شود و روح شان هم از اینچنین موضوعی خبر ندارد و با تشکیل این جلسات ا طلاع رسانی خوبی می شود واگر هم نمی دانستند نا خود آگاه می خواهند بدانند شیطان پرستی چی هست و چه می کنند . به جای هزینه کردن در این زمینه ها بیایید و مشکلات را شنا سایی کنید و برای حل آنها برنامه ریزی کنید و پولی که برای این مباحث و جلسات هزینه می کنید بگذارید و اوقات فراغت بچه ها را پر کنیدو به دنبال تربیت نسلی باشیم که در آینده کمک رسان باشند و وظیفه شناس. واقعا طراحان این موضوع((شیطان پرستی)) به دنبال چه هستند؟ چند هفته ای هست که صدا و سیما با یک دهن کجی به اهالی فوتبال این بهترین اوقات فراغت شبانه ولذت دیدن فوتبالهای روز دنیا را از این افراد گرفته است و شبکه سوم که با تعاریف خودشان شبکه جوان نام گرفته است ظاهرا بی خیال پخش مستقیم فوتبال شده و آنها را با تاخیر ساعت 1 نیمه شب نشان می دهد که نمی دانم چند نفرتا آن موقع بیدارندو تا آخر بازی که 3 نیمه شب می شود و ساعت 7 صبح هم باید در محل کار حاضرشد فوتبال می بینند.ساعت 11شب سریالی پخش می شود که با حرفها و کارهای تکراری و ملال آور مهران غفوریان و چند خانم مسن وچند خانم که اضافه وزن تا 30 یا 40 کیلو دارند سعی در خنداندن مردم دارند .آخه یکی نیست به این اصحاب صدا و سیما بگه یک کم و فقط یک کم به افکار عمومی بها بده واین سریال آبکی را به ی شبکه دیگه منتقل کن و فوتبلا را در ساعت خود و مستقیم نشون بده و اینقدر با اعصاب مردم بازی نکن .بعدا هم میگن ماهواره بداست و مردم چرا ماهواره نگاه می کنند. شرح تمرین :دو تیم با تعداد 8 نفر مساوی ،هر تیم از 3 دروازه دفاع می کند وموقع به دست آوردن توپ حمله می کند به هر 3 دروازه حریف وبرای گلزنی تلاش می کند.هر تیم که بیشترین گل را زد برنده بازی می شود. حمله: 1- دید/تشخیص اینکه جایی که تحت فشار هستند از زیر فشار بیرون بیایند. 2- تصاحب توپ/تصمیم به نفوذ 3- پیدا کردن راهی برای حمله به هدف دفاع: 1-فشار به حریف/پوشش/تعادل 2-نظر به اینکه یک تیم 3 دروازه دارد دفاع منطقه ای انجام دهد و تیم به سمت دروازه دفاع کند. سعی کنید این مورد را تغییر دهید: 1-به جای شوت و یا پاس برای گلزنی با دریبل گل بزنید. کتاب لحظه ها که حاوی نکاتی در باره مدیریت می باشد و ۱۱۸ صفحه و ۹ فصل را شامل می شود. کتاب مشاهیر شهر من آران و بیدگل که از چند بخش شامل صنایع در آران وبیدگل -علمای شهر-سخنوران و شاعران شهر-هنرمندان و رجال شهر -مشاهیر آران و بیدگل-آثار تاریخی شهرتشکیل شده و شامل ۸۳ صفحه می باشد.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب

» خدایگان کیم
» آموجا زنان بدون مردان
» جشن تکلیف دانش آموزان مدرسه
» میزگرد دانش آموزی در شهرداری
» توضیح مخابرات در باره پاداش 100 میلیونی یک مدیر
» تمرین شماره 12 - سرعت درمالکیت و انتقال بازی برای ضربه زننده
» اندر حکایت تیمهای قرمز و آبی
» ساده زیستی در عمل
» تمرین شماره 11 - آموزش تمرین سرعت و هماهنگی
| Design By : Pichak |





